مولود با بركت PDF 
نوشته شده توسط حسین نعیم آبادی   
دوشنبه ۱۵ مهر ۱۳۹۲ ساعت ۰۵:۲۹

مولود با بركت

سال‌ها پيش از آنكه امام علي بن محمد الجواد (195-220ق)، تنها فرزند لايق جانشيني امام علي بن موسي الرضا (ع)‌ پا به عرصه‌ي گيتي گذارد جد بزرگوارش موسي بن جعفر (ع)‌ از او با عنواني ياد كرده بود[1] كه مفهوم آن نه در آن زمان و احتمالا نه در دوران خود امام جواد(ع)‌ براي كسي قابل درك نبود؛ اين عنوان عبارت بود  از مولود مبارك.[2] ضرورت جستجو درباره‌ي فهم اين تعبير از آنجا روشن‌تر مي‌شود كه پدر بزرگوار امام نهم شيعيان نيز از همان سنين كودكي جواد الائمه(ع)، بارها و بارها فرزند خود را مولودي بابركت براي شيعيان خوانده بود.[3]  به علاوه زماني كه شنيده شد كه تعبير مولود مبارك به اندازه حداقل يك پايان نامه جاي بحث و گفتگو دارد براي نگارنده اين سطور تا حد زيادي غير قابل درك بود. اما بعد از آشنايي با جنبه‌هاي متفاوت از تاثيرات اين امام خردسال در بستر تاريخ اماميه، ضرورت اين امر آشكارتر شد كه بازخواني هر حديث يا گزارش تاريخي يا روايي بدون نگاه سيستمي و بدون در نظر گرفتن بستر تاريخي[4] آن راه به خطا رفتن و از محمل اصلي سخن دور افتادن است. اين نوشتار نگاهي اجمالي به تفسيري تاريخي از اين عبارت خواهد داشت.

با بررسي هاي دقيق تر در زندگي و زمانه‌ي امام نهم شيعيان اين نكته روشن مي‌شود كه صرف نظر از اختلالات ايجاد شده به دست فرقه‌هايي هم‌چون واقفه، احتمالا مهم‌‌ترين محملي  كه براي مولود مبارك مي‌توان در نظر گرفت عبارت است از ترديدهايي كه در جامعه اسلامي و به خصوص در جامعه‌ي تازه باليده‌ي امامي درباره‌ي اتفاقي بي‌سابقه يعني امامت كودكي خردسال به وجود آمده بود. در آن روزها انديشه‌هاي اعتقادي و كلامي جامعه‌ي امامي، تازه در حال شكل گيري بود و حتي هنوز به تدوين منظمي دست پيدا نكرده بود. از اين رو شواهد زيادي وجود دارد كه اين انديشه كه امام داراي جايگاهي است كه در آن تفاوتي ميان كودك و بزرگ،‌ پير و جوان وجود ندارد،[5] هنوز به خوبي جا نيفتاده بود. در مجمعي كه شيعيان بعد از شهادت امام هشتم(ع) در منزل عبدالرحمن بن حجاج برپا كرده بودند، يونس بن عبدالرحمن از اصحاب برجسته‌ي امام با حالتي عتاب آميز از شيعيان خواست كه به جاي گريه كردن تا زمان بالغ شدن اين كودك فكري به حال مسائل امامت بكنند.[6] هر چند در اينجا ريان بن صلت عكس العمل تندي نشان داد و اگر چه ترديدهايي در اساس اين گزارش وجود دارد، اما حتي در صورت ساختگي بودن اين گزارش تاريخي باز مي‌توان به دغدغه‌ي موجود در جامعه‌ي امامي مبني بر چگونگي گردن نهادن به امامت كودكي خردسال پي‌بُرد.

شواهد ديگري نيز وجود دارد كه نشان مي‌دهد احتمالا حتي اقدامات ديگر شيعه هم‌چون سفر هشتاد نفر از علماي اماميه به مدينه و پرسش هاي فراوان از امام[7] نيز نتوانسته بود به طور كامل ترديد‌ها را برطرف كند. بسیاری از اصحاب برجسته‌ي امام رضا(ع) در عین معاصرت با فرزند ایشان هیچ روایتی از او نقل نکرده‌اند. معلوم نیست چرا ابن ابی عمیر که در کنار یونس بن عبدالرحمن از اصحاب اجماع و افقه، اصلح و افضل از یونس خوانده شده است[8] و در عین حال در جریان مخالف هشام  بن حکم، استاد یونس قدم برمی‌دارد[9] هیچ روایتی از امام جواد(ع) نقل نکرده است. یعقوب بن یزید نیز که شاگرد ابن ابی عمیر است و کتابی از او باعنوان کتاب الطعن علی یونس ثبت شده است[10]  به همین گونه عمل کرده است. با وجود اینکه محمد بن عیسی بن عبید شاگرد مکتب هشام و یونس که به صورت مکاتبه و مشافهه[11] از امام جواد(ع) نقل حدیث می‌کرده[12] اما از قرار معلوم استادش یونس بن عبدالرحمن درعین درک پنج سال از امامت ايشان به شهادت عدم نقل حتی یک روایت از امام(ع) ظاهرا تا مدت‌ها بر عقیده‌ي خود مبنی بر امامت شأني امام جواد(ع) پای‌بند بوده است. ایوب بن نوح بن دراج که احتمالا تا 260ق زنده بوده است صرفا دو روایت با یک مضمون از امام جواد(ع) نقل کرده است.[13] احمد بن اسحاق از اصحاب خاص الخاص، وکیل امام عسکری(ع)[14] و مورد عنایت خاص امام زمان(عج)[15] بوده است، اما تنها چهار روایت آن هم به واسطه‌ی حسن بن عباس بن حریش از امام جواد(ع) نقل کرده است.[16] از این رو صرف نظر از گزارشات زیادی که درباره‌ی قبول امامت کودک خردسال به ما رسیده است[17] احتمالا شواهد دیگری هم می‌توان به دست آورد که دست‌کم ما را به تردیدهايي در مورد اتفاق نظر اصحاب برجسته‌ی امامیه در مورد امامت حضرت وامی‌دارد. هم‌چنين اختلافاتي كه محمد بن سنان آن را نزد امام جواد(ع) ‌گزارش مي‌كند،[18] احتمالا اشاره به همان مشكلاتي باشد كه سعد بن عبدالله به عنوان اختلافات در امر امامت بعد از امام رضا (ع)  بدان اشاره کرده است.[19]

اين دشواري و بحران زماني روشن‌تر مي‌شود كه مي‌بينيم قرار است اداره‌ي سياسي،‌ اجتماعي و اقتصادي جامعه‌ي بزرگ امامي آن روز شامل مناطق بزرگي از سرزمين‌هاي شرقي هم‌چون قم و‌ بخش‌هاي زيادي از خراسان و سرزمين‌هاي مجاور خلافت يعني كوفه‌ي يك دست شيعي و‌ بصره‌ي درحال شكل‌گيري تشيع و سرزمين‌هاي جنوبي هم‌چون يمن، در دستان كودكي هفت يا هشت ساله قرار گيرد. از اين رو با اين زمينه براي ما بعيد نيست اگر بشنويم كه يار برجسته‌ي امام هشتم (ع)‌ زكريا بن آدم[20] از دادن زكات به امام با اين اميد كه شايد امام هشتم(ع) غير از اين كودك فرزند ديگري لايق جانشيني داشته باشد، خودداري مي‌كند.[21]

در نهايت متذكر مي‌گردد كه جنبه هاي ديگر تفسير مولود مبارك مانند تثبيت جايگاه علمي امام نيز از اهميت زيادي برخوردارند كه بسط آن چنانكه گفته شد نيازمند مجالي وسيع تر است. فقط براي مثال به نقش امام جوان در تفسير آياتي از قرآن اشاره مي‌شود كه بزرگانِ از مفسرين و دانشمندان آن دوره از آن عاجز بودند. به عنوان نمونه‌اي بارز به تفسيري از امام اشاره مي‌شود كه بر اساس آن اعضاي فرقه‌ي واقفه ـ گروه اخلال‌گر در جانشيني بر حق امام جواد(ع)‌ـ از نُصّاب[22] برشمرده‌ شده‌اند. جالب است كه بهانه‌اي كه معتصم عباسي براي شهادت امام (ع)‌ به دست آورد نيز بعد از مجلسي كه امام درآن به تفسيري دقيق از آيه‌ي قطع يد سارق پراختند، به وجود آمد. به هر حال به نظر مي‌رسد كه نقش امام جواد(ع)‌ به عنوان اولين امام خردسال به عنوان نقشي تعيين كننده در تثبيت انديشه‌ي كلامي اماميه درباره‌ي جايگاه الهي امام معصوم و داراي علم لدني بوده است و نتيجه‌ي مستقيم خود را بلافاصله در امامت امام هادي در سن شش سالگي و امامت امام دوازدهم در سن پنج سالگي و نتيجه‌ي دراز مدت خود را در اعتقادي كه اكنون ديگر در جوامع امامي كاملا جا افتاده است نشان داده است.



[1] مجلسي‌،‌ بحار‌، ج50 ص 27 س آخر.

[2] ‌براي مجموعه‌اي از اين گزارش‌ها نك: عطاردي،‌ عزيزالله،‌ مسند الامام الجواد،‌ ص18ببـ؛ اين تعبير باري درباره‌ي امام كاظم (ع)‌ نيز به كار رفته است (كليني، كافي،‌ ج1 ص309) اما الان ديگر انصراف آن بر اساس روايات متعدد مذكور از امام رضا (ع) ، به امام نهم (ع)‌ است.

[3] مثلا نك: مجلسي،‌ بحار الانوار،‌ ج50ص23؛ كليني، كافي، ج1 ص321.

[4] Context

[5] مجلسي،‌ بحار،‌ ج50 ص 20 ح6.

[6] مسعودي،‌ اثبات الوصيه،ص220.

[7] مجلسي،‌ بحار، ح50،‌ص100.

[8]  دوگزارش در کشی، رجال كشي،‌590و591.

[9]  كليني،‌ کافی، ج1 ص409-410 باب ان الارض کلها للامام علیه السلام.

[10] ‌نجاشی، رجال، ص450.

[11]  نجاشی، ص333.

[12]  مثلا نک: کشی، 489 درباره مدح یونس در نامه ای از امام جواد علیه السلام به محمد بن عیسی.

[13]  اولی در عیون الاخبار، ج2 ص257 و دومی در کافی، اسلامیه، ج4ص585که هر دو یک مضمون دارند و احتمالا یک روایت با دونقل باشند.

[14]  مسند احمد بن اسحاق، روایات فصل ششم، ص 186ببـ.. 

[15]  مسند احمد بن اسحاق، صص 195-213.

[16] مسند احمد بن اسحاق، صص169-171 به نقل از بصائر الدرجات، ج1، صفحه های 442، 280، 453، 132.

[17]  بعضی از این روایات به دوران امام رضا علیه السلام نیز برمی‌گردد که صرفا به عنوان نمونه به روایت زکریا بن آدم اشاره می‌شود که در ضمن حادثه‌ای امام هشتم علیه السلام بین دو چشم فرزند  چهارساله خود را می بوسد و می گوید: بابی انت و امی انت لها یعنی الامامه: اثبات الوصیه،ج3، ص218.

[18]  کافی، ج1ص441.

[19]  سعد بن عبدالله،‌ المقالات والفرق ، ص96ببـ

[20] براي نمونه هايي از توصيفات عالي نسبت به او نك: كشي،‌ 594 و 595،‌ نجاشي،‌ 174.

[21] كشي،‌ ص 596.

[22] [احتمالا به معناي كساني كه] تلاش و كوشش زيادى در زندگى دنيا به خرج مى‏دهند، ولى هيچ فايده‏اى جز خستگى نصيبشان نمى‏شود؛ بابايي،‌ احمد علي، برگزيده تفسيرنمونه،‌ ج5 ص 478.


نظرات (0)add comment

نوشتن نظر
كوچكتر | بزرگتر

busy
آخرین به روز رسانی در سه شنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۲ ساعت ۰۵:۲۸
 
info@hnaeimabadi.ir: تماس با ما
Copyright © 2019. hnaeimabadi.com. Designed by Patxulaev Behros- Getpanel.com