مقاله‌ای از رانکه با عنوان خدا و انسان در تاریخ
نوشته شده توسط حسین نعیم آبادی   
پنجشنبه ۱۹ اسفند ۱۳۸۹ ساعت ۱۸:۱۲

مورخ برجسته‌ی آلمانی لئوپولد فون رانکه ( (Leopold von Ranke را بنیان‌گذار علم تاریخ جدید می‌دانند. نظریات او در باب فلسفه تاریخ و روش‌های تحقیق در تاریخ به مثابه چراغ راهی بوده که از گذشته تا کنون محققان و کاوشگران در تاریخ را تحت تاثیر خود قرار داده است. در این نوشتار قصد ما این است  که به معرفی یکی از آثار او در باب فلسفه‌ی تاریخ بپردازیم.

نوشتار کوتاه خدا و انسان در تاریخ نوشته لئوپولد فون رانکه متنی وزین بوده و دست‌کم برای کسانی که به طور مستمر با پژوهش‌های تاریخی سروکار دارند فوق‌العاده قابل استفاده است. این نوشته به دست آقای عزت الله فولادوند با ترجمه‌ای روان و ثلیث –علی‌رغم کتاب‌های نوشته شده یا ترجمه شده در این موضوع- در اختیار خواننده‌ی فارسی زبان قرار گرفته است.

در این چند صفحه کوتاه به موضوعات مهمی در باب فلسفه تاریخ پرداخته شده است. وی در ابتدای مباحثش به بحث چیستی و چگونگی پیشرفت بشر می‌پردازد. نوشته‌های او در این کتاب سرشار از سخنان حکیمانه در باب فلسفه تاریخ و مباحث مربوط به آن است. مثلا در ابتدا وی در تحلیل گرایشهای بشر به این نکته امعان نظر می کند که «پایه حرکت مداوم بشر این واقعیت است که گرایشهای روحی بزرگ حاکم بر او گاهی به راه‌های مختلف میروند و گاهی با هم رابطه نزدیک دارند. ولی همواره این گرایشها جهتی خاص پیش میگیرند و این جهتگیری سبب فروکش گرایشهای دیگر میشود.» (ص14) شاید تعبیری که در بحث جریان شناسی فرق شیعه با عنوان روابط فرهنگی(caltural communication)  مطرح می‌شود به این گوشه از مباحث فلسفه تاریخ ربط پیدا کند. (رک: همین سایت مقاله فرق شیعه). به اعتقاد رانکه اگر پیشرفت را به معنی رسیدن بشر در هر عصر به قوه و استعدادی بالاتر بدانیم به این صورت که هر نسل نردبانی برای ترقی و بالارفتن نسل بعدی باشد خداوند را به ظلم منسوب کرده‌ایم. و در نتیجه این تفکر آن نسل را از خداوند جدا انگاشته‌ایم در حالی که هر عصری دارای رابطه مستقیم –نه به صورت نردبان برای نسل بعد- با خداوند است و قدر  و ارزش هر نسل نه از آنچه دیگران از آن به دست می‌آورند بلکه از وجود خود او مایه می‌گیرد.(ص15) بنابراین رسالت مورخ این است که در ابتدا توجه ویژه‌ای مبذول دارد به این که در فلان دوره مردم چگونه می‌اندیشند و چگونه زندگی می‌کردند. در این صورت است که وی متوجه می شود که صرف نظر از بعضی اندیشه‌های عمده ثابت و ابدی (مانند تصورات اخلاقی) هرعصری دارای گرایش و آرمان خاص خود بوده است.(ص15) این تصورات عمده شامل گرایش‌های حاکم بر هر سده می‌شود که فقط قابل توصیف هستند و در زیر هیچ مفهوم واحدی گنجانده نمی‌شوند. (ص16) در درجه دوم نیز بایستی یک مورخ برای مشاهد ضرورت ذاتی توالی عصرها تفاوت‌های هر عصر را با اعصار دیگر درک کند.(ص15) به اعتقاد او پیشرفت نکردن بشر از نظر مادی غیرممکن بوده و  از نظر اخلاق مگر در قسمت تصورات اخلاقی نمی‌توان پیشرفتی را مدنظر قرار داد. (ص15) مورخ باید گرایش های کلان سده های مختلف را از یکدیگر تمیز دهد و تاریخ بزرگ بشر را که چیزی جز مجموع همین گرایش‌های گوناگون نیست هویدا سازد.

نظریه برابری نسل های گوناگون از لحاظاخلاقی از دیگر آراء وی در این کتاب است که بسیار قابل توجه و بحث برانگیز است. وی اعتقاد دارد که ما نمی‌توانیم در عظمت اخلاقی از جهان باستانی پیشی بگیریم. برای اثبات این سخن کافی است که ادبیات کنونی خویش را با ادبیات کلاسیک (یعنی ادبیات یونان و روم) بسنجیم.

کشمکش تاریخ با فلسفه

گویا رانکه دل خوشی از فیلسوفانی که خود را در تاریخ دخالت داده‌‌اند ندارد. وی در تقابل با سخن اینگونه فلاسفه که تاریخ را با همان تصوری که خود از موضوعش یعنی بشر دارند به این نکته کلیدی در موضوع علم تاریخ اذعان می‌کند که کار فلسفه افزودن بر امر کلی و در مقابل رسالت تاریخ افزودن بر اهمیت امر جزئی است. فلسفه پیشگو و متوجه جلو است و تاریخ سعی در فهم آنچه اکنون هست داشته و در این راستا به گذشته می‌نگرد. (ص18)

از نوع سخن گفتن وی درباره خداوند به نظر می‌آید که وی ارتدوکسی واقعی و به تمام معناست. (مثلانک ص18) به‌خصوص آنکه وی برادر دو عارف به نامهای فریدریش هلیتریش و ارنست رانکه بوده است. تعبیر او اینگونه است که: «ما اعتقاد داریم که هیچ چیز به‌جز به برکت ذات او زنده  نیست(ص18)» یا در جایی دیگر که صریحا می‌گوید: «اما آقایان! من به سهم خویش اعتقاد دارم به آن که بوده است و هست و خواهد بود، و ایمان دارم به سرنوشت ذاتی جاودان آدمی و به خداوند حیّ و انسان زنده»(ص19).

بنابر نظریات او و در راستای اندیشه الهی رانکه، دیدگاه فیشته -پی‌گیری شده توسط هگل- که حاکی از حاکمیت عقل بر جهان و تاریخ است مورد خدشه قرار می‌گیرد. وی این نظریه را در تضاد با حقیقت آگاهی فردی می‌داند. (ص19)

سخن کلیدی دیگر رانکه این است که تاریخ هیچ‌گاه ممکن نیست که دارای وحدتی مانند یک نظام فلسفی باشد، اما در عین حال یکسره نیز فاقد پیوستگی درونی نیست.(ص20)

برای پژوهش‌گرانی که در بخش‌های جزئی تاریخ دست به قلم شده‌اند رعایت این مساله و آگاهی از آن بسی مهم است که علم تاریخ عمومی اگر مصروف امور انسانی شود همیشه در موارد جزئی یا خاص نیز با بستری بزرگتر ارتباط دارد. به عنوان مثال تاریخ محلی با تاریخ کشور و زندگینامه یک شخص با رویدادی بزرگتر یعنی به طور کلی با عصری از تاریخ ملی یاعمومی ارتباط دارد.(ص20)

در بیان سودمندی‌های تاریخ وی به نکته‌ای که من تا کنون در جای دیگری به آن برنخوردم اشاره می‌کند و آن این است که شناخت تاریخ باید ملک مشاع همه‌ی بنی‌آدم باشد و باید به حال ملتی سودمند بیفتد که مورخ به آن تعلق دارد و بدون این سودرسانی بررسی‌های یک مورخ پا به عرصه‌ی وجود نخواهند گذاشت. پیش شرط این فهم کل و ادای حق پژوهش همواره یکی از آرمان‌ها باقی خواهد ماند و پیش‌شرط ضروری آن فهم استوار بر شالوده‌ی متین کل تاریخ بشر است.(ص20)

وی در بحث راز تاریخ جهان (The secret of world history) ادعا می‌کند که نیروها و قوایی اخلاقی وجود دارند که رفته رفته بسط می‌یابند و به شیوه‌های  متعدد ظاهر شده و با یکدیگر به جدال برمی‌خیزند. راز تاریخ جهان در تعامل و توالی و زنده ماندن و زوال و تجدید حیات این نیروها است.(ص21)

سخن آخرین او در بحث پیشرفت عمومی (Universal Progress) این است که شکوفایی تاریخی تنها بر گرایش به تمدن مبتنی نیست، بلکه همچنین از انگیزه‌هایی همچون رقابت ملت‌ها به منظور تصاحب خاک یا چیرگی سیاسی نیز سرچشمه می‌گیرد.(ص22) تاریخ عمومی در ضمن کشمکش میان گروه‌های ملی مختلف به وجود می‌آید. پس ملت‌ها یکسره محصول طبیعت نیستند. ملیت‌هایی  با این نیرومندی و این همه تفاوت (مانند بریتانیا و ایتالیا) بیش از آنکه فرزند خاک و نژاد باشند از رویدادهای بزرگ به وجود آمده‌اند.(ص23)

توجه به این سخن او نیز لازم است که از دیدگاه او آثار جاودان نوابغ شعر و ادب و علم وهنر گرچه در اوضاع و احوال محلی پدید آمده ولی از آنِ همه‌ی نوع بشر است.(ص23)

حسن ختام این نوشتار را به سخنی حکیمانه از او اختصاص می‌دهیم که:

بدون نظرگاه عام، پژوهش بی‌ثمر خواهد بود و بدون پژوهش دقیق، نظر گاه عام به خیال‌بافی تنزل خواهد کرد. (ص21)

والسلام

منبع: مجله بخارا، شماره 26، مرداد1382.

 

 

فایل PDF این متن را جهت مطالعه شما در اینجا قرار دادم که می‌تونید اون رو دانلود و مطالعه کنید.

 

{jathumbnail off}

فایل PDF این متن را جهت مطالعه شما در اینجا قرار دادم که می‌تونید اون رو دانلود و مطالعه کنید

نظرات (0)add comment

نوشتن نظر
كوچكتر | بزرگتر

busy
آخرین به روز رسانی در يكشنبه ۲۹ اسفند ۱۳۸۹ ساعت ۱۵:۰۷
 
info@hnaeimabadi.ir: تماس با ما
Copyright © 2019. hnaeimabadi.com. Designed by Patxulaev Behros- Getpanel.com